گروه
خودرو- سال گذشته بيشترین حجم واردات خودرو به کشور از طریق شرکت هیوندایی
کره صورت گرفت که این امر موجب شد تا این شرکت در حال حاضر بیشترین تنوع
در خودروهای وارداتی کشور را به خود اختصاص دهد، به طوری که هم اکنون تردد
خودروهای این شرکت در کشور افزایش بسیاری یافته است.
از میان محصولات این شرکت امروز سانتافه خودروی شاسی بلند که به صورت CBU وارد کشور میشود، میهمان ستون حق انتخاب ما است. این خودرو در دو مدل دندهای و اتومات وارد کشور شده كه امروز به معرفی مدل اتومات این خودرو خواهیم پرداخت. هیوندا سانتافه به موتور 2700 سیسی مجهز است که به واسطه این موتور میتواند 188 اسب بخار قدرت تولید کند. از سوی دیگر برای رسیدن به شتاب صفر تا صد سانتافه به 7/11 ثانیه زمان نیازمند است که این امر نشان دهنده آن است که شما برای رسیدن به شتاب اولیه به بیش از 11 ثانیه زمان نیاز دارید. همچنین حجم پایین موتور این خودرو با توجه به وزن آن موجب شده تا شما با این خودرو تنها بتوانید سرعت 175کیلومتر در ساعت را تجربه کنید. اما نگاهی به میزان مصرف سوخت هیوندا سانتافه حکایت از بهینه بودن مصرف سوخت این خودرو در برابر سایر خودروهای شاسی بلند موجود در کشور دارد، به طوری که این خودرو در هر صد کیلومتر در سیکل ترکیبی به 6/10 لیتر سوخت نیاز دارد. از لحاظ تجهیزات ایمنی نیز این خودرو به سیستم ترمز ضد قفل (ABS)و کیسه هوا (ایربگ) مجهز است که این امر موجب میشود تا این خودرو در رده خودروهای ایمن قرار گیرد. هم اکنون هیوندا سانتافه دنده اتومات با قیمت 49میلیون و400 هزار تومان در بازار عرضه میشود.
منبع: دنیای اقتصاد
اقتصاد نروژ در 10 سال گذشته تغييرات ساختاري عمدهاي پيدا كرده است كه از آن جمله ميتوان به كاهش صنايع سنتي و افزايش بخش خدمات و صنايع مربوط به نفت و تكنولوژي اطلاعات اشاره كرد. در حال حاضر تجارت خارجي 45 درصد محصول ناخالص داخلي(GDP) نروژ را تشكيل ميدهد.
از سوي ديگر، دسترسي به منابع غني
انرژي و آب، مزيت رقابتي صنعت نروژ در بازارهاي جهاني است. انرژي برق آبي
با سهم 6/3 درصدي خود در محصول ناخالص داخلي اين كشور، از مهمترين صنايع
نروژ به شمار ميرود. نروژ همچنين يكي از پررونق ترين صنايع دريانوردي جهان
را داراست. ناوگان تجاري نروژ بين كشورهاي جهان در مقام چهارم قرار گرفته
است. در حال حاضر 5/12 ميليون تن ظرفيت ناوگان تجاري نروژيهاست.
بيشتر
از 20 درصد كشور نروژ پوشيده از جنگل هاي حاصل خيز است. تكامل علم
جنگلداري باعث ايجاد صنعت چوب در اين كشور شده است. صنعت ماهيگيري نروژ
نيز در ميان ديگر كشورهاي اروپايي، يكي از برترين هاست. توسعه رشد صنعت
ماهيگيري در كنار وجود خليج هاي تنگ و باريك ساحلي كه به نام فيورد
(Fjord) موسوم است، موجب شده تا صنعت ماهيگيري نروژ در سالهاي اخير رشد
قابل توجهي داشته باشد.
از ديگر مشخصات اقتصاد نروژ تورم پايين و جهش قابل توجه در توليد و صادرات كالاهاي صنعتي در 20 سال گذشته است.
نقش نفت
از دهه 70 ميلادي، صنعت نفت و گاز سهم عمده و قابل توجهي در ميزان رشد
محصول ناخالص داخلي، صادرات، درآمدهاي دولتي و ميزان سرمايه گذاري نروژ
داشته است، به طوري كه سهم صنعت نفت و گاز و درآمدهاي ناشي از آن در بخش
هاي ياد شده در سال 2003 به ترتيب به 6/18، 0/43، 5/24 و 7/22 درصد بالغ
شده است. يكي از دلايل افزايش سهم صنعت نفت در بخشهاي فوق افزايش بهاي نفت
و ميزان توليد نفت و گاز در سال هاي اخير بوده است. از سوي ديگر، تنها 2/1
درصد از كل نيروي كار نروژ كه معادل 27 هزار موقعيت شغلي ميشود، در صنعت
نفت و گاز اين كشور مشغول به كار هستند. به عبارت ديگر، صنعت نفت كاربر
نبوده، بلكه سرمايه بر است. اين موضوع در ايران هم صدق مي كند.
سرمايه گذاري نفتي
در
دوره 90-1985 در مجموع حدود 25 تا 30 ميليارد كرون در بخش نفت نروژ سرمايه
گذاري شده است. البته همچنان بر ميزان اين سرمايه گذاريها افزوده ميشود.
از سال 1992 به اين سو، ميزان كل سرمايه گذاري هاي انجام شده از صنعت نفت
و گاز نروژ 40 ميليارد كرون در هر سال بوده است. در سال 1998 ميزان سرمايه
گذاري هاي نفتي با بالغ شدن به 70 ميليارد كرون(معادل 10 ميليارد دلار) به
اوج خود رسيد. معهذا سرمايه گذاري در سطح بالايي حفظ شده است. براي مثال،
در سال 2003 ميزان سرمايه گذاري در صنعت نفت بالغ بر 62 ميليارد كرون بوده
است.
عايدي
يكي از سياست هاي اصلي دولت نروژ در بخش نفت و
گاز، تثبيت درآمد بالاي اين صنعت است. در سال 2003 دولت نروژ از محل فروش
نفت و گاز در مجموع بيش از 97 ميليارد كرون درآمد داشته است.
به
گزارش وزارت نفت و گاز نروژ، تنها بخش فراساحلي فلات نفتي نروژ طي 30 سال
فعاليت توليدي خود مبلغ 1700 ميليارد كرون (برابر 250 ميليارد دلار به نرخ
برابري امروز) عايد اين كشور كرده است. به گزارش واحد اطلاعات و اخبار
<اقتصاد ايران> دولت نروژ 120 ميليارد دلار از مبلغ يادشده را در
صندوق نفتي كشور كلاً ذخيره كرده و مابقي آن را صرف سرمايه گذاري ها و
مخارج جاري خود نموده است.
صادرات
صنعت نفت و گاز نروژ در
سال گذشته به تنهايي 2 برابر كل ديگر صنايع نروژ، ارزش افزوده ايجاد كرده
است. همچنين ارزش افزوده صنعت نفت نروژ 61 برابر ارزش افزوده صنعت ماهي
گيري و پرورش ماهي اين كشور مي باشد. به موازت، ارزش صادرات بخش نفت و گاز
به مراتب بيشتر از صادرات ديگر صنايع كشور نروژ است. براي مثال، ارزش
صادرات نفت 34 برابر ارزش صادرات فرآورده هاي دريايي است. به طور كلي،
صادرات نفتي 70 برابر ديگر صنايع اين كشور، درآمد عايد نروژ مي نمايد.
دستيابي به اهداف سناريوي بلندمدت دولت در مورد فلات نفتي كشور با چالشهاي
زيادي روبرو است و دولت نروژ با جديت سعي دارد تا به هر نحو ممكن دستيابي
به اهداف موردنظر را تسهيل نمايد.
کافکا نخست از سوی صادق هدایت به ایرانیان شناسانده شد. یوسف اسحاق پور درباره شرایط ایران آن دوره مینویسد: «ایرانی که هدایت در آن زیسته همان زمان هم از نفس افتاده بود. به مانند "شعاع آفتاب بر لب بام" میرفت که در تاریکی ناپدید شود، و تنها تیرگیهایش در بوف کور بماند و بس، با بوی نای و پوسیدگیهایش، با کثافت و خرت و پرتهای بی مصرفش.»
باید به سخنان اسحاقپور این مطلب را افزود که بوف کور هدایت به معنای پیوند محکم ما با ادبیات جهانی نیست، حتا مجوزی برای ورود به ادبیات جهانی هم نیست، بلکه زخم ادبی تازهای است که با فشار بر آن (تو بخوان نقد آن) دهان میگشاید. بوف کور هدایت بیان این مطلب است که روح ایرانی دیگر بدون آگاهی التیام نمیپذیرد، آسمان فرهنگی ایران ستاره ندارد، روشنایی گذرایش را مدیون شهابهای سرگردان کوته عمر است.
این موضوع از این جهت دارای اهمیت است که داستاننویسی مدرن ایران در چنین شرایطی در هیئت هدایت در همان آغاز شیفته کافکا شد. این علاقه و شیفتگی نمیتوانست در خلا فکری و بسترهای مناسب ادبی به درکی خلاق از آثار کافکا پی برد. بی شک در زمان آشنایی هدایت با آثار کافکا (آنهم به زبان فرانسوی)، منتقدان اروپایی نیز درکی متناسب با زمانه خود از کافکا ارائه میدادند.
فرامرز بهزاد یکی از مترجمان داستانهای کافکا در اینباره میگوید: « در آن موقع یعنی در زمانیکه هدایت مقاله خود را مینوشت در اروپا نیز برداشت دیگری از کافکا و آثار کافکا وجود داشت. و طبیعتاً از این امر هم هدایت تاثیر گرفته است و در "گروه محکومین" این مقاله را نوشته است. اما این مسئله در دهههای بعد یعنی با تفسیرهای دیگر که از آثار کافکا صورت گرفت، طبیعتاً تغییر کرد. الان برداشت با برداشتهای آن زمان خیلی فرق میکند. بدین خاطر نمیتوان گفت که برداشت اش درست بوده ویا غلط بوده، بلکه باید گفت که در واقع متعلق به زمان خود بوده است.»
دنباله مطلب را اینجا بخوانید.People caught downloading music or video files illegally could also be sued for a maximum of $500, but uploading a file to a peer-to-peer network or YouTube could result in lawsuits of $20,000 per file.
Canadian internet service providers, meanwhile, would continue to be immune to lawsuits from copyright holders for infringements over their networks. The bill recognizes ISPs as intermediaries and would only require them to pass on violation notices from copyright holders to their customers.
Prentice deflected questions about potential lawsuits by saying the bill is necessary to modernize Canada's laws and bring it up to date with its obligations under the World Intellectual Property Organization (WIPO) treaty it signed more than a decade ago.
"You can get into hypothetical situations," he said, "but the purpose of the bill has been to expand the balance of protection between consumers and copyright holders."
"In fact, it touches each and every one of us, and it is no surprise to find so many different points of view with respect to copyright," he said.
The bill will receive its second reading after Parliament's summer break, which is expected to begin soon. Brison told CBCNews.ca that the Liberals plan to put together amendments to the bill over the summer.
منبع : CBC
سوال: بعضی ها اگزیستانسیالیسم را به اصالت وجود ترجمه کرده اند، و ما خود در فلسفه ی اسلامی بحث مفصلی درباره ی وجود و اصالت وجود داریم. خواهش می کنم رابطه ی بین این دو را برای ما تشریح کنید.
جواب: به نظر بنده، ترجمه ی اگزیستانسیالیسم به اصالت وجود کاملا و صددرصد غلط و اشتباه است. وقتی ما در فلسفه ی اسلامی می گوییم وجود، مقصودمان نه تنها یک مفهوم ذهنی است، بلکه یک واقعیت عینی وسیعی است که شامل همه چیز، از جمله خود ما می شود و تمام فلاسفه ی اسلامی اعم از فلاسفه مشایی و اشراقی و یا فلسفه ی ملاصدرا و پیروان او، برای مفهوم وجود، یک مصداق عینی قائل هستند، یعنی حقیقتی خارج از ذهن انسان را وجود مطلق می دانند، منتهی ملاصدرا و پیروانش معتقد به اصالت و وحدت وجودند و می گویند یک وجود بیش نیست، ولی با مراتب مختلف، در حالیکه حکمای اشراق به اصالت ماهیت معتقدند، یعنی برای ماهیت اشیا اصالت قائلند و وجود هر شی ء را عارض بر آن می شناسند و وجود را فقط در ذات باری تعالی اصیل و مستقل می دانند.
اما در این که همه ی آن ها برای مفهوم وجود کی مصداق عینی خارجی قائل هستند، شکی نیست. بنابراین، وقتی ما می گوییم اصالت وجود، مقصود نظر اشخاص و یا فلاسفه ای است در اسلام که علاوه بر این که برای مفهوم وجود، مصداق خارجی قائل هستند، در هر شی ء آنچه را که به آن شی ء واقعیت می دهد، وجود آن شی ء می دانند نه ماهیت آن، و این مطلبی است که بیشتر به دست صدرالدین شیرازی و پیروان او در ایران طرح ریزی شده است. اصالت وجود، یعنی اصولا فلسفه ای که یک واقعیت وسیع را به عنوان وجود قائل است که همه چیز مظهری از آن و مرتبه ای از آن و درجه ای از آن است و مستغرق در آن واقعیت است و آن و مرتبه ای از آن و درجه ای از آن است و مستغرق در آن واقعیت است و از آن واقعیت هیچ چیز خارج نیست.
حال می بینیم چقدر این تعریف و معنی، با اگزیستانسیالیسم فرق دارد. اگزیستانسیالیسم چنان که گفتیم، هنگامی در فلسفه ی اروپایی ظهور کرد که اصلا وجود، چنان که در فلسفه ی توماس آکویناس، یا حتی لایب نیتز قبلا مطرح بود، در فلسفه ی اروپایی از بین رفته بود، یعنی کسی به وجود، به معنای یک واقعیت مطلق خارج از ذهن انسان، اعتقاد نداشت مگر الهیون مسیحی در کلیسای کاتولیک. ولی فلاسفه ی معروف اروپا مدت ها بود که از این راه دور شده بودند. هنگامی که در واقع ما می گوییم اگزیستانسیالیسم، کلمه ی اگزیستانس به معنی زندگی فرد، حیات فرد، و فوقش وجود فرد است ولی نه وجودی که سعه و گسترش دارد و شامل وجود ما نیز می شود. حتی اگزیستانسیالیست های مذهبی مثل مارسل و دیگران که معتقد به وجود خداوند نیز هستند، نوعی شکاف و جدایی را بین وجود انسان و وجود خداوند می پذیرند.
و وقتی می گویند اگزیستانسیالیسم، مقصودشان بیشتر اگزیستانس انسان است. حتی به نظر بنده دست کم در مورد مکتب اگزیستانسیالیسم فرانسه بهتر است ما آن را اصالت زندگی ترجمه کنیم تا اصالت وجود. اصولا اگزیستانس به این معنی است و این کلمه را هم در مقابل فلسفه های قرن هجده و نوزده ی اروپا به وجود آوردند که با زندگی سر و کار نداشت. در حالیکه اصالت وجود اسلامی، فلسفه ای است که در آن انسان هیچ گاه از خداوند جدا نیست، یعنی انسان در مرتبه ای از واقعیت قرار دارد که، چه خود بداند و چه نداند، به مراتب بالاتر از واقعیت متصل است. وجود انسان در فلسفه ی اسلامی، وجود از برای حیات ابدی و وصال به مراتب عالی تر هستی است و عین حضور و شهود است، در حالیکه وجود سارتر و امثال او وجودی است که پایانش نیستی و عدم است و اتصالی به مراتب عالی تر وجود ندارد.
دنباله این مبحث جالب را میتوانید در اینجا بخواندید.